بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )

278

خلاصة التجارب ( طبع جديد )

اگر اشتها كم باشد اندك‌اندك به زور طعام بايد خوردن چنانچه امتلاء نشود و خلو نيز نيفتد و تدبير مسكن و بوييدن ترياقات به دستورى كه در حفظ از هوا وبايى گفته شد اعظم تدابير بود ليكن گرمىها و بخورات گرم دور بايد داشتند و در تقويت جانب دل بدانچه ممكن گردد تقصير نبايد كردن . و آنجا كه سرهاى پهلوها و پوست شكم طرنجيده شود و دست‌وپاى سرد گردد و خواب نباشد و اندر دم زدن سينه برمىافرازد و بيهوش مىكند چاره نباشد از آنكه او را چيزى گرم بپوشانند تا حرارت را به ظاهر تن كشد و لختى او را بمالند و الحكم للّه . و طريق استفراغ آن است كه اگر خون غالب باشد فصد نيكو كنند و از پى آن ترياقى خنك چون كافوريات و اشباه آن بدهند و اگر خلط ديگر غالب باشد استفراغ آن كنند به ملينات قوى و ترياقى و يا مسهلات ترياقى سريع العمل قليل المقدار و اينجا انتظار نضج نبايد كشيدن كه مجال تنگ است و غرض تقليل رطوبات است نه دفع سبب و احتياط عظيم در مسهل بايد كردن كه مبادا چون دل ضعيف است فسادى كند . و آنجا كه اعراض به ظاهر شد استفراغ نتوان و توسل به ترياقات خنك و معتدل بايد كردن و به زعم من آن است كه در اول حال بعد فصد تام اگر هر صباح و شام شربتى معصور انار ترش يا شربتى عصير غوره كه حب الشفاء بزرگ اندر آن حل كرده باشند خورد و مراعات غذا به مقدار لايق در شب و روز كند بهترين تدبير مىباشد و اللّه اعلم . علامات و با آن است كه حيوانات كه زكى الطبع باشند مثل لقلق و پرستوك و امثال اين‌ها بىمحل و مانعى ديگر آشيان خود ترك كند و از آن ملك فرار نمايد و ضفدع و حيواناتى كه از عفونت متولد مىشود بسيار پديد آيند و حيواناتى كه در زيرزمين مىباشند چون موش و غيره همه بر روى زمين آيند بىمحل و سراسيمه و مدهوش باشند و ميل سوراخ‌هاى خود نكند و در هيچ محل دم زدن خوش‌آينده نباشد و روح از تنفس راحتى نيابد بلكه تافر باشد و چون بر بلندى برآيند و اندر هوا نظر كنند چنان نمايد كه دودناك است و غليظ و تيره و بر سر عمارات همچو دود فروخسبيده بىآنكه دودى باشد و شواهد وقوع آن سبقت تغييرات هوا بود در حر و برد متوالى در غير محل و زياده از دستور و عادت فصل و وقت و غبارناكى هوا و غلظت و تيرگى و رطوبت‌هاى بىمحل و ممتد با تعاقب حر و برد و غلبه ظهور شهب و نيازك و سرخىها خصوصا در اوايل خريف و ايلول و تغير احوال فصول از وضع طبيعى خصوصا صيف و بسيارى تيرگى هوا اندر آن فصل و بسيارى زرع نباتات خبيثه و قابليت هوا بلكه وقوع آن بار ديگر قبل از اين شرط بود و اللّه اعلم .